نویسنده :
narenj - ساعت ٧:٢٢ ب.ظ روز سهشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٧
قطره های آب روی کف حمام،
به قرمزی می زنند ...
نویسنده :
narenj - ساعت ٥:٥٢ ب.ظ روز یکشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٧
زین دوهزاران من و ما
ای عجبا من چه منم
گوش بنه عربده را
دست منه بر دهنم
چون که من از دسته شدم
در ره من شیشه منه
ور بنهی پا بنهم
هرچه بیابم شکنم
--مولوی
پیدا شدم پیدا شدم
پیدای ناپیدا شدم
شیدا شیدا شیدا شدم
شیدا شدم شیدا شدم
من او بدم من او شدم
با او بدم بی او شدم
در عشق او چون او شدم
زین رو چنین بی سو شدم
در عشق او چون او شدم
-- مولویه، شهرام و حافظ ناظری
نویسنده :
narenj - ساعت ۱٢:۳٦ ب.ظ روز چهارشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٧
نم نم سپیده،
صدای خسته جاروی رفتگر،
خواب به پلک های خسته ام دستی می کشد.
نویسنده :
narenj - ساعت ۱٢:۳٢ ب.ظ روز چهارشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٧
خنده ام از خواب بیدارم می کند؛
گریه می کنم،
اشکهایم تمام نمی شوند.
نویسنده :
narenj - ساعت ۱۱:٢٩ ق.ظ روز شنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٧
جوانه نورسته بر شاخه بید،
و ناگهان بهار فرا می رسد.
نویسنده :
narenj - ساعت ۱۱:٢۱ ق.ظ روز شنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٧
چه خاطره ها به یاد می آورد،
باغچه کوچک خانه پدربزرگ.
نویسنده :
narenj - ساعت ۱۱:٥٤ ب.ظ روز جمعه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٦
صدای چرخ ماشین روی آسفالت خیس،
خورشید در می زند.
من برگشته ام!
نویسنده :
narenj - ساعت ٧:٥٩ ب.ظ روز جمعه ۱٠ فروردین ،۱۳۸٦
گفته بودی thunder roll نداریم...
نویسنده :
narenj - ساعت ۱۱:۱٦ ق.ظ روز چهارشنبه ۸ فروردین ،۱۳۸٦

اینم گل و سبزه 7 سین!
نویسنده :
narenj - ساعت ٧:۳۳ ب.ظ روز سهشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٥
باورنکردنیه! بعد از 7 سال یکیو میبینی و یهو پرت می شی به یه دنیای قدیمی، یه دنیای شاد و بی خیال!درست وقتی که از سنگینی زندگی دلت می خواد بمیری! نمی دونستم انقدر خوشحالم می کنه! انقدر سبک! این اتفاقیه که همه مزه اش به دیر اتفاق افتادنشه!